|
|
|
Théatre
Iranien: Découvrir
l'Iran, la langue persane ' farsi ' et faire connaissance avec les
Iraniens de Toulouse |
|
|
|
|
|
|
|
طبيب
اجباري
|
|
Le Médecin
malgré lui, par les étudiants de
l’université Tarbiat Madarres de Téhéran
|
Paris-Versailles
: lundi 27 juin, 20h30,
Grandes Ecuries
Un spectacle en Français, d’étudiants
iraniens très confirmés. Une autre vision de notre culture.
|
|
عنوان
نمايش : طبيب
اجباري
اثر : لومير
اجرا به زبان
فرانسه
نمايش با
صحنه بگو مگو
هاي مردي به
اسم اسگنرل و
همسرش
مارتين شروع
ميشه. زن
همسايه (خانم
روبر )
پادرمياني
ميكنه اما
مارتين
نميپذيرد و
اسگنرل به
بهانه بيرون
كردن خانم
روبر از
منزلشون به
همراه اون،
صحنه رو ترك
ميكنند. و
بلافاصله
صداي خنده
شون از پشت
صحنه شنيده
ميشه.
از طرف ديگر،
دختر ارباب
براي اينكه
از ازدواج
كردن با
ثروتمند پير
رها
بشه،خودش رو
به لال بودن
زده و ارباب
براي درمان
او ، دوتا از
خدمتكارانش
رو به دنبال
طبيب حاذق
ميفرسته.
والر و لوكا ،
سر راه خود با
خانم مارتين
روبرو ميشن.
مارتين هم كه
از دست شوهرش
عصباني
هست،به فكر
انتقامگيري
از شوهرش
ميفته.
بنابراين
فرصت رو از
دست نميده و
او رو بعنوان
طبيب حاذق
معرفي ميكنه.
والر و لوكا
در جنگل
بدنبال
اسگنرل
ميگردند و
بالاخره
اونو پيدا
ميكنند.مرد
چوب بر كه از
همه جا بيخبر
هست، پزشك
بودن خودشو
انكار ميكنه
اما والر و
لوكا باور
نميكنند و به
زور شلاق و
چماق وادار
به پذيرشش
ميكنن.
اسگنرل هم از
وقت استفاده
ميكنه تا
پولي به جيب
بزنه.
مرد چوب بر به
خانه ارباب
ژورنت ميره و
دخترش لوسند
رو معاينه
ميكنه و نان
خشك خيس شده
رو براي
درمانش
تجويز ميكنه
و پولي رو هم
بعنوان حق
معالجه
دريافت
ميكنه.
طبيب قلابي
كه از كارش
خوشش اومده
،پدر و دختر
روستايي رو
ملاقات
ميكنه كه
براي درمان
مادر
خانواده شون
پيشش اومده
اند. اسگنرل
از اونها هم
حق درمان
دريافت
ميكنه و
مقداري پنير
گنديده رو به
اونها ميده.
اما از طرف
ديگه پسر
جواني به اسم
لئاندر
خواستگار
واقعي دختر
ارباب هست و
از اين موضوع
فقط لوسند و
دايه اش
ژاكلين مطلع
هستند.طبيب
قلابي از
لئاندر پولي
دريافت
ميكنه و اونو
به عنوان
دستيارش ، به
خانه ارباب
ميبره.اسگنرل
سر ارباب رو
گرم ميكنه و
لئاندر به
بهانه
معاينه
لوسند با او
فرار ميكنه.
والر و لوكا (خدمتكاران)
متوجه فرار
آنها ميشوند
و با داد و
فرياد به
صحنه مي آيند.
پزشك متهم
ميشه و در
آستانه مرگ
قرار ميگيره.
مارتين همسر
اسگنرل كه
نميخواست
كار به اينجا
ها بكشه ،با
گريه و
التماس
ميخواهد كه
شوهرش را
آزاد كنند. در
اين موقع ،
دختر و پسر
جوان باز
ميگردند و
ارباب ژورنت
را از مرگ
عموي لئاندر
و درنتيجه
ثروتمند شدن
اون مطلع مي
كنند. لئاندر
رسماً
خواستگاري
ميكنه و طبيب
آزاد ميشه و
همگي در جشن
عروسي شركت
ميكنند.
عوامل نمايش
اينها بودند:
بازيگران:
مهراد
معماران
كاشاني (اسگنرل-مرد
چوببر يا
طبيب قلابي)
زينب دريس
مهافي(مارتين-
همسر اسگنرل)
لعيا سرابي(خانم
روبر- همسايه
ي اسگنرل)
محمد
كريميان(لوكا-خدمتكار
ارباب)
داوود نجاتي(والر-خدمتكار
ارباب)
حسين
سليماني
نجات ( ارباب
ژورنت)
پريسا
خوشكام(ژاكلين-
دايه ي دختر
ارباب)
ساناز مقيمي(لوسند-
دختر ارباب)
پيمان
درخشان(لئاندر-
خواستگار
جوان)
حميد صفاري (تيبو-
مرد روستايي)
سارا نعمت
اللهي ( پرين-
دختر
روستايي)
كارگردان:
دكتر
حميدرضا
شعيري
تهيه كننده:
دكتر
غلامرضا
هوشمند
پاكدل
ويلن: راهيار
بهزادي
پيانو: هومن
نامداري
خوانندگان:
شبنم علايي و
سارا دقيقي
طراح صحنه و
لباس و گريم:
نويد فرح
مرزي
|
|
| Accueil
- Associative - Etudiants
- Forum
- Petit News
- Shopping - Sorties
- فارس-
Contact |
|
|
| Droits
de reproduction et de diffusion réservés © irantoulouse
2003-2005 by Erfani :Usage strictement
personnel.
|